اين گفتة بالزاك كه « رمان تاريخ خصوصي ملت هاست» بعد از بيش از صد و پنجاه سال اعتبار و موضوعيت خود را حفظ كرده و با وجود دگرگوني ها و تحولاّتي كه چه در « زندگي خصوصي ملت ها » و چه در نگاه ما به زندگي و برداشت ما از آن پديد آمده، همچنان توضيح دهندة كاركرد اصلي رمان است.

نقل از مجموعه قصه ی «ایستگاه باستیل»

التفات کردی همولایتی؟ از کسی پروا نداشت، مأمور دولت بود، شلتاق می‌کرد، منم آدم غریب، گفتم: « سرکار، به بابام ناروا نگو، تازه از دنیا رفته» التماس کردم، گفتم:  «سرکار جان، به اینجام نزن، گوش‌هام عیبناکه» انگار با دیوار حرف می‌زنم، باد به گلو انداخته بود و یِکّه می‌تازاند و فحش و کتره می‌داد: « همین شما ولگردها، مفتخورها، آبروی مملکت رو بردین»

آدم سنگی داستان زندگی و مبارزه سه برادر و دوستان و همکاران آن‌ها است که چند سال پيش از آذربايجان به تهران مهاجرت کرده‌اند. اين سه برادر ناتنی سابقه فعاليّت سياسی دارند و بعد از شکست حزب هر کدام به دنبال بخت خود می‌روند. برادر بزرگ بر سر پيمان می‌ماند و مانند قديم به خاطر تحقق آرزوها و آرمان‌هايش سماجت می‌کند، برادر ميانه پيمانکار می‌شود و برادر کوچک الکلی و لات و چاقوکش از آب در می‌آيد. نمايش در پنج پرده نوشته شده و جهانبخت «آدم سنگی» و خانواده او (همسر لال، سهراب که در درگيری با پليس کشته شده، سودابه که زندانی است) جان‌مايه اين داستان را تشکيل می‌دهند.

داستان بلند تازه ی است از حسين دولت آبادی، که پيش از اين علاوه بر رمان و چند داستان و فيلمنامه که از او در ايران چاپ و اجرا شده، در خارج نيزمقالات انتقادی و قصّه هائی در مجلاّت از او به چاپ رسيده است و بعلاوه نمايشنامه های او با عناوين «آدم سنگی» و «قلمستان» انتشار يافته است.

این رمان ۳۶۹ صفحه ای که مدتی پیش منتشر شده، تازه ترین اثر حسین دولت آبادی ست. با حوادثی که خواننده در التهاب اینکه بداند پایان ماجرا به کجا میکشد، روایت ها را پشت سر میگذارد.

 از ستيغ کدامين کُهستان

بهمن عشق پيچيده در من.

کز زمستان اين خشکسالان

آبهای بهاری روان است                                                                                       با یاد سعيد سلطانپور  

صفحه‌ها